خب، پنج سالی می شود که توی این وبلاگ چیزی ننوشته ام. یعنی اینقدر درگیر زندگی بودم که اصلا فرصت نشد درباره زندگی ام چیزی بنویسم. و البته اینکه فیلتر بودن وبلاگ و نداشتن اینترنت پرسرعت و فیلتر شکن خوب و... هم مزید برعلت شد. خب امروز که به لطف سوختن مودم وایمکس قبلی ام از نعمت اینترنت با سرعت بالاتر برخوردار شده ام!!! تصمیم گرفتم باز هم به اینجا سر بزنم و یک چیزایی
بنویسم. نگاه نکردم ببینم آیا در مطالب قبلی ام ( که سرجمع پنج تا هم نمی شد) آیا درباره این جمله معروف " اینا مال ...سال اول زندگیه" چیزی نوشتم یا نه. اما خب به ما گفتند که "اینا مال شیش ماه اوله"، بعدش قرار شد مال " یک سال اول" باشد و بعد هم مال " یک سال و نیم اول" و بعد شد " پنج سال اول"!!!! و امروز که دیگر از پنج سال گذشته است، شاید دیگر باید برای اینکه از زندگی بیزار باشیم منتظر برنامه پنج ساله دوم باشیم!!!. البته خب بیشتر سهم موفقیت برنامه پنج ساله اول بر دوش همسرگرامی است که در طول این پنج سال دیوانگی ها و خنگ بازی های من را تحمل کرده و از همه مهمتر با مشکلات مالی کنار آمده . و البته مشکلات مالی کم نبوده و کم هم نشده و فقط مثل قانون بقای ماده و انرژی از حالتی به حالت دیگر تبدیل شده است!!! :) مثلا اولش مشکل خرید وسایل خانه بوده و بعد شده مشکل فراهم کردن پول پیش خانه و حالا شده است مشکل پرداختن قسط خانه! سهم من هم در این زندگی تولید قسط بوده و بعد تلاش برای پرداختنش! اما به هرحال و با همه سختی ها زندگی خوب بوده است . به هرحال فکر می کنم زندگی همین است. اینکه با یک مشکل روبه رو شوی و تلاش کنی حلش کنی و بعد زندگی یک مشکل دیگر بگذارد پیش رویت و بروی برای حل آن. در کل فکر می کنم که خوشبختی این نیست که مشکلاتی نداشته باشی بلکه به این معناست که چشم انداز حل مشکل پیش رویت باشد. و البته در زمان مشکل حل هم بشود